غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
675
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بميرد جبل الصورت در محازى كرمانست وجه تسميهء او آنكه چون قدرى از سنك آن بسايند و در ظرف آب افكنند البته بر صورت انسان قرار گيرد . جبل فرغانه در اين كوه گياهى رويد به صورت آدمى كه آن را بيروح الصنم گويند و آن گياه در قوت باء اثرى تمام دارد . جبل مورجان در زمين فارس است و در آن كوه غاريست كه آب از سقف آن در تفاطر است و طلسمى ساختهاند كه اگر يك كس در آن غار باشد به قدر احتياج او آب فرود آيد و اگر هزار كس باشند آنمقدار آب چكد كه همه را كفايت شود . جبل واسط تا بلاد اندلس ممتد باشد و در آن جبل شكافى پديد آيد كه ميان آن تيرى آهنين بود و هرگاه قصد كنند كه آن تير را بگيرند غايب گردد و چون دست از آنعزيمت بازدارند باز پيدا شود و هيچكس را بر حقيقت آنحال اطلاع نيست . جبل برطانيل در ميان درياى هند است و از آنجا آواز دف و نى و سنج شنوند و پى بفاعل آن نبرند . جبل نبوبه كوهيست در درياى هند و در آنجا چشمه آب باشد و بزعم هندوان شارب آن عمرى دراز يابد و در حوالى آن چشمه حيواناتاند به صورت سك و چون كسى قصد آن كند مانع شوند و در هلاكت خلق كوشند . جبل بيستون در ميان همدان و بغدادست گويند كه صورت شيرين به عمل فرهاد در آن كوه موجود است . جبل تبت كوهيست كه چون آتش بر آن افروزند آب از زير آن بيرون آيد و آتش را بميراند و در وقتى از اوقات پادشاهى بجهة امتحان از ديار تبت بدان كوه آمد و فرمود تا نفط گوگرد و هيزم بسيار بر قله آن جبل جمع آوردند و آتش در آن زدند همان ساعت آب ظاهر شده آتش را فرونشاند . جبل السم ايضا در اراضى تبت واقعست و هركه بدانجا عبور كند نفسش منقطع شده بميرد يا زبانش از نطق بازماند . جبل البنان گويند كه در آن كوه اشجار ميوهدار بسيار است و بىاز آنكه كسى متعهد تربيت آن شود ميوه دهد اما طعم و بوى آن اثمار چندان لطافتى نداشته باشد و چون آن ميوها را ببلخ رسانند خوشطعم و خوشبوى گردد . جبل الحديد در ديار هند است و از آن كوه آهنى سرخ بحصول پيوندد كه چون زخمى از آن بر كسى زنند از موضع جراحت خون ترشح ننمايد اما كسان را گمان شود كه آن را داغ كردهاند . جبل الانهار در اقصاى بلاد مغربست و ازين كوه سه چهار جوى عظيم بيرون آيد